تبلیغات
آموزش آنلاین شدن یاهو
مسنجر برای موبایل
دانلود آنتی ویروس
کرک یاهو برای یاهو 8 و 9
دانلود یاهو مسنجر 8 و 9
آموزش تصویری ساخت ایمیل یا آیدی در یاهو
فارسی نویس
چت روم فلش
چک کردن اینویزیبل های یاهو
پخش زنده تلویزیونی
سرزمین دانلود موزیک
فال دایره ها
حرفهای اتفاقی
دیکشنری آنلاین
موزیک آنلاین
بازی آنلاین
ارتباط با سازنده
عکس های مهندس میر حسین موسوی
بازنده(داستان)
کاش یک زن نبودم(داستان)
جملات عاشقانه
گالری عکس
عشق
چشمان اشک بار
.**.بیا تو بندر عباس .**.
گمگشته
پسر*
دختر*
اولین پرتال موزیک و سینما در ایران
كنور خواننده ای از سرزمین شرجی و گرما هرمزگان
هر چی كه بخوای
l*l دانلود برنامه و ..l*l
بزرگترین چت ایرانیان
هر آنچه نیاز دارید!
RaZeR | بهترین سایت سرگرمی
معماری
سایت تخصصی کشتی کج
حامیان میر حسین موسوی در بندرعباس
جدیدترین سریالهای کره ای ارزانتر از همه جا
خیابان رپ!!! تا حالا شنیده بودی؟؟؟
باران بی ابر
تورهای تفریحی و گردشگری
love pictures
فتوبلاگ سامی حزنی
موب پرشیا
Persian Music - 021
هرچی بخوای اینجا هست
فروشگاه اینترنتی آخریها
جدیدترین کلیپهای موبایل
الحمراء
هرکس توتمی دارد و توتم من قلم است...
پرکاربردترین نرم افزار ها
::Best-DL.iR:: مركز تخصصی موبایل
TOP98.IR::چت،کلیپ،گیم
Iran-Wwe
*جواب مسابقات اینترنتی و سایت تبیان*
عشق و عاشقی و...
کلبه غزال
بیا تو بندر
alone girl *lida*
کلیپهای خفن ایرانی
ارسال لینک جدید ...وضعیت روبو بندر
وضعیت روبو شیراز
امروز:
فریدریش نیچه : "آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، از این آشفته ام که دیگر نمیتوانم تو را باور کنم."
بدترین درد دنیا این است که بدانی پناه لحظه هایت،پناهگاهی دیگر دارد .
با لبات قهرم ،با چشات قهرم،نگاهم نکن با نگات قهرم،عاشقت بودم نفهمیدی،هی بهت گفتم،هی تو خندیدی،زخم زبونات به دلم نشست،سنگ عاشقا سرمو شکست،یادم یه روز مستو مستونه داد زدم بیا بیرون از خونه،سنگ آخر تو به من بزن،خندیدی گفتی برو دیونه
چندیست كه شبهایمان
با صدای سوت شبگردها..
سروده نمی شوند!
چندیست...
سكوت...پاسبان شبهایمان شده
...
ساعت صفر و صفر دقیقه
آسوده نخوابید...
شهر در امن و امان نیست...
سایه ات مدت هاست به درگاه خانه مان افتاده
نمیدانم چرا داخل نمیشوی؟
صداهایی که میشنوی همهمه ی مهمانان نیست...
نوار ضبط شده ایست که گوش میدهم تا خلوتی خانه را احساس نکنم...
چه میهما نان بی دردسری هستند
مردگان !
نه به دستی ظرفی را چرک میکنند
نه به حرفی دلی را آلوده !
تنها به شمعی قانع اند و اندکی
سكوت!!!!!
شک نکن کن!
من بهترین بودم.تنها فرشته ای که میتوانست عاشقت باشد
من برترین بودم .برترین چشمی که میتوانست...
میتوانست همیشه چشم در راهت باشد
فقط و فقط من.میتوانستم رویا های کودکیم را به تو ببخشم و عروسک هایم را.
میتوانستم یکی دوستت داشته باشم و1واحد به اندازه ی همه چیز.
و فقط و فقط تو میتوانستی بدین سان کودن باشی...!
چه بگویم, کدام یک از حرف های دلم را؟
خسته ام از نامهربانی ها خسته ام آری...
روزگاری به سختی می گذرد .
اشک مرا می شناسی؟ چرا که در بیابان احساساتم یاری ام می کنی و زمانی که
احساس غم و غصه و دلتنگی درونم چیره می شوند برای نجاتم به سراغم می آیی
می دانی؟!
مدتیست قلب بیمارم را در مشت گرفته ام و به گدایی محبت آمده ام قلب بیمارم را پس
زدی و شکستی آن هم زمانی که قلب بیمارم نیاز به دوای محبت داشت ... گله ای
نیست بروید, بروید و من برای همیشه قلب بیمارم را در سینه خواهم گذاشت تا محبت
بیگانه ای دوای درمانش نباشد ... چرا که می دانم خواهی آمد در یکی از ماه های فصل
پاییز سال آینده بر سر خاکستر مزارم...
زندگی عشق است عشق افسانه نیست آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست عشق آن نیست که کنارش باشی عشق آن است که به یادش باش.
و ناگهان چه زود دیر شد عشق من!
قسمت نشد ببینمت خدانگهداری کنم
فرصت نشد بمون و از تو نگهداری کنم
تو آمدی،اشک را در چشمانم کاشتی،گل برگ های تک شقایقم را کندی و سکوت دلم را شکستی.
تو امدی،حسرت و غم را برایم به ارمغان آوردی،و تک شقایقم را با خودت بردی.آخر گفته اند:تا شقایق هست،زندگی باید کرد.
اما من بی وجود شقایق چگونه زنده بمانم...چگونه؟
چه دیر آمدی و چه زود رفتی و مرا در جاده های مه آلود و غم گرفته ئ زندگی سرگردان کردی و رفتی.
مرا به غبار فراموشی سپردی ، بی شک روزی خواهی آمد که دستانت،دستان آفتابی ام را سرد و یخی خواهند یافت...
در حضور واژه های بی نفس
صدای تیک تیک ساعت را گوش کن
شاید مرهم درد ثانیه ها را پیدا کنی
دلم تنگه
گفتم : خدای من ، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی
دیروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم ، آرام برایت بگویم و بگریم ، در آن
لحظات شانه های تو کجا بود ؟
گفت: عزیز تر از هر چه هست ، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت بر
من تکیه کرده بودی ، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که تو اینگونه هستی . من همچون
عاشقی که به معشوق خویش می نگرد ، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم
گفتم : پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی ، اینگونه زار بگریم ؟
گفت : عزیزتر از هر چه هست ، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می
کند ،اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور
باشی و از حوالی آسمان ، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود .
گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی ؟
گفت : بارها صدایت کردم ، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی ، تو هرگز گوش
نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیز از هر چه هست از این راه نرو که به
ناکجاآباد هم نخواهی رسید .
گفتم : پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی ؟
گفت : روزیت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ، پناهت دادم تا صدایم کنی ، چیزی نگفتی ،
بارها گل برایت فرستادم ، کلامی نگفتی ، می خواستم برایم بگویی آخر تو بنده ی من بودی
چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنها اینگونه شد که صدایم کردی .
گفتم : پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی ؟
گفت : اول بار که گفتی خدا آنچنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم ، تو باز
گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر ، من می دانستم تو بعد از علاج درد
بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگر نه همان بار اول شفایت می دادم .
گفتم : مهربانترین خدا ، دوست دارمت ...
گفت : عزیز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ...
نازنینم منو به خاطر همه چی ببخش و بدون من همیشه ........
و بدون توی یه گوشه از این شهر دله یه نفر فقط برای تو میزنه
و با هر ضربانش عشقه تو بیشتر توش رسوخ میکنه...فقط بگم
گاه گاهی یادم باش و مرا از یاد مبر
اگر خدا آرزویی را در دلت انداخت بدان توان رسیدن به آن را در تو دیده است .
دنیا این جوریه دیگه: اگه گریه كنی میگن كم آوردی ، اگه بخندی میگن دیوونست ، اگه دل ببندی تنهات میزارن ، اگه عاشق بشی دلتو میشكنن ، با این حال باید لحظه ای را گریست ، دمی را خندید ، ساعتی را دل بست و عمری عاشقانه زیست.
منتظر یه غریب آشنا
انتظار نداشتم تا همیشه هم سلولی من بمونی ...
انتظار نداشتم چون محکوم به حبس ابد بودم ...
انتظار نداشتم تو هم فکر فرار رو از سرت بیرون کنی ...
انتظار نداشتم شریک غم هام بشی ...
انتظار نداشنم شادی هایت را با من قسمت کنی ...
انتظار نداشتم وقتی از پشت میله ها،آزادی رو نگاه میکنی منو
هم توی رویاهات ببینی ...
انتظار نداشتم وقتی یواشکی کلید ها رو از جیب نگهبان برداشتی ،منو محرم بدونی...
حتی انتظار نداشتم وقتی تو نیمه شب از سلول خارج شدی،کلید ها رو نبری...
فقط انتظار داشتم به حرمت تموم خاطرات مشترکمون
تموم یادگاری هامون روی دیوار
تموم خط های شمارش روز و شب های بی قراریمون رو دیوار
تموم دوستت دارم های روی دیوار
تموم قلب های شکسته و تیر خورده روی دیوار
آروم صدام میکردی و میگفتی :
خداحافظ رفیق .
زیباترین عكسها در اتاقهای تاریك ظاهر میشن ! پس هر وقت تو قسمت تاریك زندگیت واقع شدی .. بدون كه خدا می خواد 1 تصویر زیبا ازت بسازه.
آخر از عشق تو ساکن در کلیسا می شوم, میکشم دست از مسلمانی مسیحا می شوم, یا لباس عاشقی را از تنم بیرون کنید یا که من خاکستر کوی رفیقان می شوم .
میخواهمت ،میخوانمت،میدانمت......اما هرگز نمیشناختمت...
این بغض کهنه به فدای تو ، تمام اشکهایم برای تو ،با امید تو و به یاد تو در حسرت لبهای تو
با رغبت دیدار تو میگریم .....میگریم.......میگریم.......
و مینویسم با اشک خونین چشمان دلم:
.... دوستت دارم .
در دادگاه عشق
قسمم قلبم بود،وکیلم دلم بود ...
و حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان.
قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد
پس محکوم شدم به تنهایی و مرگ
کنار چوبه دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم
و من گفتم به تو بگویند ....دوستت دارم .
یه مرداب برای بدست اوردن یه نیلوفر سالها میخوابه تا ارامش نیلوفر بهم نخوره پس اگه کسی رودوست داری برای داشتنش حتی شده سالها صبر کن